تبلیغات
گردآفرید - مطالب مرداد 1392
گردآفرید
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 31 مرداد 1392
روابط عمومی : تاکنون بیش از 34هزارو 971 دانش آموز دختر وپسر مناطق اورامانات در سامانه سناد، ثبت نام الکترونیکی شده اند .




به گزارش روابط عمومی آموزش وپرورش شهرستان روانسر: رئیس گروه طرح وبرنامه اداره کل آموزش وپرورش استان کرمانشاه در نشست قطبی ساماندهی نیروی انسانی مناطق اورامانات در روانسر با اعلام این خبر گفت: این تعداد دانش آموز در 2هزارو 105 کلاس درس در 588 مدرسه در سال تحصیلی 93-92 مشغول تحصیل می شوند .

جهانگیر صفری افزود : استان کرمانشاه با ثبت نام بیش از 91 درصد دانش آموزان در سامانه سناد جزء استان های برتر کشور  می باشد .

صفری افزود : برابر مصوبه کمیته برنامه ریزی استان 6 کمیته کاری در ادارات آموزش وپرورش نواحی 3گانه کرمانشاه ، صحنه ، اسلام آباد غرب و روانسر با حضور اعضای کمیته برنامه ریزی سایر بخش ها وشهرستان های همجوار به مرکزیت شهرهای اعلام شده برگزار می شود .

وی هدف از برگزاری جلسات قطبی ساماندهی نیروی انسانی در مناطق ونواحی استان را بررسی آخرین وضعیت نیاز به حق التدریس به تفكیك دوره تحصیلی، جنسیت ،رشته تحصیلی و اخذ قرارداد مربوطه جهت ثبت اطلاعات در نگارش سیستم بگفا ،نقل وانتقال فرهنگیان و سازماندهی آموزشیاران نهضت سواد آموزی برشمرد .

در این گردهمایی یک روزه که در محل هنرستان فنی وحرفه ای دخترانه ام البنین شهر روانسر برگزارشد آخرین وضعیت ساماندهی نیروی انسانی در بخش های آموزشی ، پرورشی ، خدماتی ، مشاوره ، تربیت بدنی ، بهداشت ، آموزشیارنهضت سواد آموزی ، منتقل شدگان شهرستان های روانسر ، پاوه ، جوانرود ،ثلاث باباجانی وبخش های نوسود وباینگان بانظارت اعضای کمیته برنامه ریزی اداره کل آموزش وپرورش استان کرمانشاه بررسی شد .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 31 مرداد 1392
سرپرست وزارت آموزش و پرورش به منظور بازگشایی مطلوب مدارس و دقت در تصمیم گیری طی بخشنامه ای تاكید كرد :
خودداری از هرگونه جابجایی نیروی انسانی در سطح مشاغل مدیریتی و اداری

سرپرست وزارت آموزش و پرورش ، به منظور بازگشایی مطلوب مدارس و دقت در تصمیم گیری طی بخشنامه ای تاكید كرد، از هرگونه جابجایی نیروی انسانی در سطح مشاغل مدیریتی و اداری خودداری نمایند.

به گزارش مركز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش ، دكتر علی اصغر فانی ، سرپرست وزارت آموزش و پرورش طی بخشنامه ای به مدیران كل استان های سراسر كشور ،از آنان خواست  از هرگونه جابجایی نیروی انسانی در مشاغل مدیریتی و سرپرستی واحد های اداری در سطح ادارات كل ، شهرستان ها  و مناطق جدا خودداری نمایند .

سرپرست وزارت آموزش و پرورش طی این بخشنامه  از مدیران كل استان ها خواست ، هرگونه تغییر و جابجایی در سطح معاونین مدیر كل ، روسای ادارات موضوع به اطلاع معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت متبوع رسیده تا موضوع پس از بررسی و اعلام نظر وزارتخانه انجام شود.

وی در ادامه بخشنامه آورده است : با سازماندهی به موقع نیروی انسانی ، تجهیزات ، مقدمات بازگشایی مطلوب مدارس را فراهم آورده تا شاهد فضایی شاداب و پرنشاط در مدارس باشیم.

وی در پایان ابراز  امیدواری كرد با سازماندهی نیروی انسانی ، تجهیزات و تعمیرات به موقع شاهد بازگشایی هرچه باشكوه تر مدارس باشیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 31 مرداد 1392

گنجشک و آتش
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...


آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 30 مرداد 1392
زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می ‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خدا می‏ خواهد تصویری زیبا از تو بسازد
.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 29 مرداد 1392

لبخند اگزوپری

بسیاری از مردم کتاب ”شاهزاده کوچولو” اثر اگزوپری را می شناسند. اما شاید همه ندانند که او خلبان هواپیمای جنگی بود و با نازی ها جنگید و در نهایت در یک سانحه هوایی کشته شد. قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می جنگید. او تجربه های حیرت آو خود را در مجموعه ا ی به نام "لبخند" گرد آوری کرده است. در یکی از خاطراتش می نویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند. او که از روی رفتارهای خشونت آمیز نگهبان ها حدس زده بود که روز بعد اعدامش خواهند کرد می نویسد: "مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همین دلیل به شدت نگران بودم. جیب هایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست آنها که حسابی لباس هایم را گشته بودند در رفته باشد. یکی پیدا کردم و با دست های لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم. از میان نرده ها به زندانبانم نگاه کردم. او حتی نگاهی هم به من نیانداخت. درست مانند یک مجسمه آنجا ایستاده بود. فریاد زدم ”هی رفیق! کبریت داری؟” به من نگاه کرد شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد. نزدیک تر که آمد و کبریتش را روشن کرد بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمی دانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این که خیلی به او نزدیک بودم و نمی توانستم لبخند نزنم. در نه یک نگهبان زندان که یک انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هوای دیگری پیدا کرده بود.
پرسید: ”بچه داری؟” با دست های لرزان کیف پولم را بیرون آوردم و عکس اعضای خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم: "آره، ایناهاش” او هم عکس بچه هایش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهایی که برای آنها داشت برایم صحبت کرد. اشک به چشم هایم هجوم آورد. گفتم که می ترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم... دیگر نبینم که بچه هایم چه طور بزرگ می شوند. چشم های او هم پر از اشک شدند. ناگهان بی آن که حرفی بزند، قفل در سلول مرا باز کرد و مرا بیرون برد. بعد هم مرا به بیرون زندان و جاده پشتی آن که به شهر منتهی می شد هدایت کرد. نزدیک شهر که رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بی آنکه کلمه ای حرف بزند.
یک لبخند زندگی مرا نجات داد.
بله، لبخند بدون برنامه ریزی، بدون حسابگری، لبخندی طبیعی زیباترین پل ارتباطی آدم هاست. ما لایه هایی را برای حفاظت از خود می سازیم. لایه مدارج علمی و مدارک دانشگاهی، لایه موقعیت شغلی و این که دوست داریم ما را آن گونه ببینند که نیستیم. زیر همه این لایه ها، "من" حقیقی و ارزشمند نهفته است. من ترسی ندارم از این که آن را روح بنامم. من ایمان دارم که روح های انسان ها است که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و این روح ها با یکدیگر هیچ خصومتی ندارند. متاسفانه روح ما در زیر لایه هاییست که ساخته و پرداخته خود ما هستند و در ساختشان دقت زیادی هم به خرج می دهیم. این لایه ها ما را از یکدیگر جدا می سازند و بین ما فاصله هایی را پدید می آورند و سبب تنهایی و انزوای ما می شوند. داستان اگزوپری داستان لحظه جادویی پیوند دو روح است. آدمی به هنگام عاشق شدن و نگاه کردن به یک نوزاد این پیوند روحانی را احساس می کند. وقتی کودکی را می بینیم چرا لبخند می زنیم؟ چون انسانی را پیش روی خود می بینیم که هیچ یک از لایه هایی را که نام بردیم روی "من" طبیعی خود نکشیده است و با همه وجود خود و بی هیچ شائبه ای به ما لبخند می زند و در واقع آن روح کودکانه درون ماست که به لبخند او پاسخ می‌دهد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 22 مرداد 1392

صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است، از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست وشوی جان در نهر پاک رمضان است.

عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست، عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد . فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست ، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است.  بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجات هایش از ما آدمی دیگر بسازد . اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم، عید فطرعید ما نیست . از اینروست که در دعای قنوت نماز عید فطر می خوانیم :

"اسئلک بحق هذاالیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و اله ذخراً و مزیداً"؛ از تو خواهم به حق این روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی و برای محمد و آل او ذخیره و فزونی ساختی .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 مرداد 1392
گاهی لازم است برید
تکیه گاه را
شاخه ای که آن را محکم گرفته ایم
آری بایدبرید
از تکیه گاه های بی بنیان
گاهی ندانسته چنگ به شاخه هایی بی بنیان می زنیم
آیا همیشه لازم است که کسی این شاخه راببرد
یا نه ما خود همت کنیم وآن راببریم
پعم این دو متفاوت است
لذت بریدن اگاهانه پایدارتر از
بریدن نا آگاهانه




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 15 مرداد 1392


جمعه 18 اسفند‌ماه سال 1391
شاهینی که پرواز نمی کرد

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. 

 

یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است. 

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. 

 

روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد ...

پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. 

صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. 

 

 

پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند. 

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. 

 

پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟ 

 

کشاورز گفت: سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای راکه شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد. 

.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 15 مرداد 1392

داستان

 

پیرزنی در خواب  خدا رو دید و به او گفت :(خدایا من خیلی تنهام . آیا مهمان خانه من می شوی ؟ )

خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد رفت

.پیرزن از خواب بیدار شد با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد

.رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی که بلد بود پخت.سپس نشست و منتظر ماند.

چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد .پیر زن با عجله به طرف در رفت آن را باز کرد پیر مرد فقیری بود .

پیرمرد از او خواست تا به او غذا بدهدپیر زن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست.

برای خواندن بقه داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید.

نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا در آمد. پیر زن دوباره در را باز کرد.

این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد .پیر زن با ناراحتی در را بست و غرغر کنان به خانه بر گشت .

نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا در آمد .این بار نیز پیرزن فقیری پشت در بود.

زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذا بخرد

.پیر زن که خیلی عصبانی شده بود با داد و فریاد پیر زن را دور کرد.

شب شد ولی خدا نیامد پیرزن نا امید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید .

پیرزن با ناراحتی گفت:))خدایا مگر تو قول نداده بودی که امروز به دیدنم خواهی اومد ؟

((خدا جواب داد : بله من سه بار آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی ((






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 10 مرداد 1392
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.

جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟...


زاهد گفت: مال تو کجاست؟

جهانگرد
گفت:من اینجا مسافرم.

زاهد گفت: من هم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 9 مرداد 1392
لطایف و حکایات اخلاقی

روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى مى‏گذشت. در راه به عبادت‏گاهى رسید که عابدى در آن‏جا زندگى مى‏کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آن‏جا گذشت.
وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همان‏جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده‏ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت:
خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه‏کار محشور مکن.
در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو:
ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمى‏کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.
منبع:
غزالى، محمد، کیمیاى سعادت، ج ۱، ص ۱۰۵

گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 مرداد 1392







پیامبر اکرم(ص):

«‌هرکس شب قدر را با ‌ایمان و محاسبه بیدار ماند

تمام گناهان گذشته و آینده­اش بخشیده می­شود»
در این شب های زیبا در دعاهای زیبایتان هیچ مسلمانی بخصوص مسلمانان مصر،فلسطین و سوریه را فراموش نکنید.التماس دعا






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 مرداد 1392

 اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.

در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ،

در گوشه ء چپ دریاچه ، خانه ء کوچکی قرار داشت ،

پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ،

که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.

این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجهء پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود.

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :

 

آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 4 مرداد 1392



وقتی باختم، “مسیر” را یافتم؛
در بزرگراه زندگی همواره راهت، “راحت” نخواهد بود.

هر چاله ای، “چاره ای” به تو می آموزد.


دوباره فکر کن، فرصت ها “دو بار” تکرار نمی شوند.


پس به خاطر داشته باش برای جلوگیری از پس رفت،“باید رفت”!!






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 مرداد 1392





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی