تبلیغات
گردآفرید - حافظ
گردآفرید
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
بعد از نماز صبح دیوان حافظ را گشودم .غزلی با مطلع «دو.ش می آمد ورخساره برافروخته بود/تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود» آمد.هرکدام از ابیاتش دنیایی از هنر ،ذوق و توانایی او را می رساتد.در یکی از ابیاتش می فرماید«کفر زلفش ره دین  می زدو آن سنگین دل/در پیش مشعلی  از چهره برافروخته بود» آری او با سیاهی و تاریکی زلفش شبی ایجاد کرده بود ،اما از طرفی با چهره ی زیبایش نور وآتشی ب افروخته بود  که همه جا را روشن کرده بود.
یکی دیگر از ابیات زیبایش  که بار معنایی و هنری زیبایی دارد بیت«جان عشاق سپند رخ خود می دانست/و آتش چهره بدین کار برافروخته بود» می باشدکه اوج هنرسعدی را می رساند.جان عاشقان سپندی است که او آن ها را  جهت چشم زخم  با آتش چهره اش می سوزاند.این غزل پر از تصویرهای زیباست.وحافظ تک تک کلماتش را  باوسواس خاصی انتخاب کرده و در کنارهم چیده وغزلی ماندگار برجا ی نهاده است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 19 بهمن 1390
چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:53 ب.ظ
Magnificent website. Plenty of helpful info here.
I am sending it to several buddies ans additionally sharing
in delicious. And of course, thanks for your effort!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:29 ق.ظ
Undeniably imagine that which you stated. Your favorite
reason appeared to be on the net the simplest thing to take note of.
I say to you, I certainly get irked while other folks consider concerns that they just do not recognise about.

You managed to hit the nail upon the top and also outlined out the
whole thing with no need side effect , people could take a signal.
Will probably be back to get more. Thank you
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی